اِلف گمشده

اینجا از روزمرگی‌ها و اتفاقاتی می‌گویم که نوشتنش کمک به تحلیل کردنش می‌کند.

اِلف گمشده

اینجا از روزمرگی‌ها و اتفاقاتی می‌گویم که نوشتنش کمک به تحلیل کردنش می‌کند.

صد و ششم

با این وضعیت روانی، این گریه‌های ممتد، این بیچارگی، این ملال و هزاران «این» دیگر، گمان نکنم بتوانم با آن برنامه قبلی که داشتم پیش بروم. خیلی وقت است کتابی نخوانده‌ام. خیلی وقت است هیچ فعالیت فکری درستی نداشته‌ام. همه‌اش غرق در اضطراب و غم‌ام. کاش تکلیفم با وی مشخص می‌شد که می‌دانستم باید به سوگ بنشینم یا ادامه دهم. ناتوانم. چقدر انسان تنهاست. 

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد