اتفاقات عجیبی توی این چند وقت افتاد. آنقدر عجیب که هنوز نمیدانم چطور و از کجا شروع کنم به تعریف کردنش. فقط میخواهم اینجا بگذارم که میم ازم خواست باهم در رابطه باشیم. گفت من تو را دوست دارم، تو هم من را دوست داری. برای همدیگر جذابیم و از هم خوشمان میآید. چرا در رابطه نباشیم؟ باورش برایم سخت است. باورش برایم خوشایند است. اینقدر این چند روز در اشتیاق بودهام که مطمئنم سالهاست چنین چیزی را تجربه نکردهام.
خوشحالم برات
مرسی عزیزم
به به چه عجب آقای میم
به سلامتی ایشالله همیشه خوش خبر باشی
واقعا چه عجب:))
ممنونم
:)))))))
خوشحالم برات
بیا بنویس از همه چی
ایشالا که همش خوشی باشه
ممنونم
حتما حتما مینویسم
خیلی سوپرایز شدم و خوشحال! از ته دلم خوشحالم براتون امیدوارم بینهایت خوب پیش بره.
آره خودمم همینطور، امیدوارم مرسی
چه خوشحال شدم منم. خدا کنه خیلیییی خوب پیش بره و برامون بنویسی
مرسی عزیزم