حالم واقعا خوب نیست. انرژی روانیام صفر یا شایدم زیر صفر است. درمانگرم میگوید با فقدان کنار نیامدهای. حالا که خالی از آدم شدهام، حالا که از همه دوری میکنم روانم بهم ریخته است. حرکت کردن برایم سخت است. ادامه دادن برایم سخت است. خودم را نمیتوانم تنها ببینم. آدمهای اطرافم برایم دورند. نمیدانم دارم چه گهی میخورم. خیلی بهم ریختهام. همهاش خوابم. همهاش میخواهم سیگار بگیرانم. همهاش میخواهم گوشهای بخزم و آدمها را نبینم. چقدر این چیزی را که هستم دوست ندارم. اینقدر وابسته به آدمها، اینقدر فراری از تنهایی، اینقدر ندیدن خودم و تواناییهایم. هفتۀ پیش استادم جوری ازم تعریف میکرد که اگر از دیگری تعریف کرده بود برای یک سالش بس بود که ادامه دهد، اما در من اثری نداشت. ماضییار دوباره پیام داد که شنیدم باران شهر را قشنگتر کرده، حتما برو اطراف را بگرد و من اینطور بودم که با کی؟ چطور بروم؟ چه میگویی؟ چرا پیام میدهی؟ یاد آن روزهای خودمان افتادم که ماشین را روشن میکرد و میرفتیم میگشتیم. میخندیدیم و میخوردیم و خسته و کوفته برمیگشتیم. حالا چی؟ حالا من آن آدم را ندارم. هیچ آدمی ندارم. مهمتر از همه اینکه خودم را هم ندارم. منتظرم کسی من را بخنداند، ببرد، زندگی به من بدهد. خودم چی؟ هیچی. نمیخواهم ذرهای ادامه دهم. چرا اینقدر فقدان برایم سخت است. چرا همیشه دنبال چیزی هستم که اختگی مرا پر کند. همهاش دنبال نداشتنها هستم. چرا این داشتهها برایم کافی نیست؟ میم در سکوت است هنوز. حتی نمیدانم با او باید چه کنم؟ خستهام.
با توجه به تجربه خودم چیزی که بیشتر از هر چیز دیگه آدم رو بیزار میکنه شاید همون پیامهای ماضی یار باشه. تو با خوش قلبی و نوعی دوستی میخونی اما شاید القای همین حرفها باشه که: ببین من نیستم بریم زیر بارون، ببین نیستم کنار هم پیشرفت کنیم و... شاید کلیشه ای بنظر بیاد اما اول از همه باید تکلیفت با این ارتباط معلوم بشه. حتی اگر در بهترین روزها هم باشی این تداعی ها به میریزه روانت رو. بنظرم اگر میدونی بازگشتی نیست صحبت ها رو به حداقل ممکن برسون.
چقدر خوشحالم که میبینم هستی:)
ببین بازگشتی که نیست، اما واقعا هنوز از لحاظ مالی و اجتماعی بهم پیوند داریم.
رابطه کژوال همینه ... وقتی شکیرا و جنیفر لوپز ک هزارتا منبع نوازش عاطفی و جنسی و مالی و همه چی دارن و تو مهد تمدنن و بانوی دو عالم هستن، تحمل رابطه باری بهر جهت رو ندارن فک میکنی من و تو ک زن ایرانی در ی جامعه کوفتی مردسالاریم داشته باشیم ؟؟؟
:)) جالب بود مثالت. درست میگی.
عزیزم
قشنگم
دخترم
نوع رابطه با میم رو بپذیر , قرار نیست کمرنگ پررنگ بودن میم اینقدر به هم بریزدت
ببین تو خیلی توانایی جوونی زیبایی یک زن همه چی تمامی
حال خودت و وابسته حال هیچکس نکن تا جایی که میتونی
با دوستات وقت بگذرون , یه سفر کوتاه برو با دوستات
جان هر کی دوست داری اینقدر منتظر میم و حرکت بعدیش نباش
هر وقت جناش رفت سر و کله ش دوباره پیدا میشه
نسیم عزیزم
کاش کنارم بودی که در آغوشت میگرفتم. متاسفانه هنوز با فقدان کنار نیامدهام. باید سعی کنم به پیش بروم.
ممنونم از بودنت
برزخ رابطه با میم بدتر از پیامهای ماضییاره. تکلیف رابطهات رو روشن کن زودتر.
تکلیف رابطه مشخص است. بنا بود رابطه کژوال باشد، تکلیف آن چیزی که مشخص نیست احساسات من و خواستهام از خودم و رابطه است متاسفانه.
اینکه ماضییار بهت پیام میده تو حال بدت بیتاثیر نیست. چرا بهش نمیگی بهت پیام نده؟
نمیدونم.
کلا نمیخوام ارتباطمون صفر بشه. هنوز یه سری چیزهامون بهم پیوند داره. چه مالی، چه اجتماعی.