حالا که پیاماسم تمام شده، پریود شدم و دو سه روز هم از آن گذشته، حالم بهتر است! کارهایم فشرده است، اما کلافگی اجازه نمیدهد خیلی خوب پیش بروم. امروز هم از آن روزهایی است که از صبح بدبیاری آوردم. غذایم خراب شد، لپتاپم بیخود بیخودی وسط کار خاموش شد و باید این هفته بروم تهران ماموریت. هنوز بلیت گیرم نیامده و هیچ رغبتی به رفتن هم ندارم. الان در این حال هستم که خودم به اندازۀ کافی خوب هستم، پیش میروم، زندگی را میچرخانم و دهان زندگی را صاف میکنم. هرچند اینطوریام هستم که چقدر گلواژه میگویم و چه اصراری به این دارم که قدرتنمایی کنم. میروم جلو. شد شد، نشد هم که نشد. چه اتفاقی بناست بیفتد؟
امروز داشتم چیزی میخواندم که نوشته بود: «ما از موقعیتی آسیب دیدهایم، اما ناهشیارانه آن موقعیت را تکرار میکنیم، به این امید که این بار بر آن فائق شویم، اما هربار شکست میخوریم و این چرخۀ فاسد بارها و بارها تکرار میشود...»
و این است طرحواره های ذهنی.... :)
موفق تر باشی عزیزم
خدارو شکررررررررر که خوبی
دهن هرچی پریود و پس زمینه ش سرویس که گاییده هممون و
مراقب خودت باش
تو همه جوره خوبی و از پس این دنیای تخمی بر میای قطعا
جمله اخر از هر کسی هست گل گفته
مرسی عزیزم
آره به خدا
ممنونم...