اِلف گمشده

اینجا از روزمرگی‌ها و اتفاقاتی می‌گویم که نوشتنش کمک به تحلیل کردنش می‌کند.

اِلف گمشده

اینجا از روزمرگی‌ها و اتفاقاتی می‌گویم که نوشتنش کمک به تحلیل کردنش می‌کند.

صد و هشتاد و دوم

حالا که پی‌ام‌اسم تمام شده، پریود شدم و دو سه روز هم از آن گذشته، حالم بهتر است! کارهایم فشرده است، اما کلافگی اجازه نمی‌دهد خیلی خوب پیش بروم. امروز هم از آن روزهایی است که از صبح بدبیاری آوردم. غذایم خراب شد، لپ‌تاپم بیخود بیخودی وسط کار خاموش شد و باید این هفته بروم تهران ماموریت. هنوز بلیت گیرم نیامده و هیچ رغبتی به رفتن هم ندارم. الان در این حال هستم که خودم به اندازۀ کافی خوب هستم، پیش می‌روم، زندگی را می‌چرخانم و دهان زندگی را صاف می‌کنم. هرچند اینطوری‌ام هستم که چقدر گل‌واژه می‌گویم و چه اصراری به این دارم که قدرت‌نمایی کنم. می‌روم جلو. شد شد، نشد هم که نشد. چه اتفاقی بناست بیفتد؟ 

امروز داشتم چیزی می‌خواندم که نوشته بود: «ما از موقعیتی آسیب دیده‌ایم، اما ناهشیارانه آن موقعیت را تکرار می‌کنیم، به این امید که این بار بر آن فائق شویم، اما هربار شکست می‌خوریم و این چرخۀ فاسد بارها و بارها تکرار می‌شود...»

نظرات 2 + ارسال نظر
لیمو شنبه 12 خرداد 1403 ساعت 20:22 https://lemonn.blogsky.com/

و این است طرحواره های ذهنی.... :)
موفق تر باشی عزیزم

نسیم یکشنبه 23 اردیبهشت 1403 ساعت 13:30

خدارو شکررررررررر که خوبی
دهن هرچی پریود و پس زمینه ش سرویس که گاییده هممون و
مراقب خودت باش
تو همه جوره خوبی و از پس این دنیای تخمی بر میای قطعا
جمله اخر از هر کسی هست گل گفته

مرسی عزیزم
آره به خدا
ممنونم...

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد