با اینکه زیر فشار زیادیام، اما دلم میخواهد کمی دربارۀ این روزها بنویسم. چیزی که تجربه میکنم جدید است. دیروز تولد میم بود و برایش تیشرتی از جاجرود خریدم. تا ساعت 9 شب منتظر ماندم ببینم حرفی میزند یا نه؟ دیدم نه پیامی داده نه زنگی زده. پیام دادم خانهای؟ گفت آره. گفتم چیزی برایت نیامده؟ گفت تو فرستاده بودی؟ گفتم پس کی فرستاده؟ پوشید و کلی عکس گرفت و خوشحالی کرد. اما من جور دیگری توی ذهنم تصویرسازی کرده بودم. اینکه او به دستش میرسد زنگ میزند و صدای قشنگش را با هیجانی ریز و لبخندی که از پشت تلفن میتوانم تصور کنم، میشنوم. خنگبازیاش نگذاشت تصویر توی ذهنم واقعی شود. خوشحال بودم برایش چیزی خریدم، واکنشش برایم خوشایند بود.
توی این چند هفته همه چیز حول روابط جن.سی میگذرد. تمام شرم من ریخته است و چنان درگیر بودن با او غرق شدن در حرفهایش هستم که برایم عجیب است. دیشب در حرفهایمان به میم گفتم که برای من این نوع ارتباط با تو خیلی جدید است. من همیشه دوست داشتم در سکس کنترل امور را داشته باشم و خیلی گاهی اوقات خسته و کلافه میشدم؛ اما الان با تو خودم را میدهم دست تو و این برایم عجیب است و لذتبخش. گفت: فکر نمیکنی این نشان دهندۀ یک رابطۀ سالم و امن باشد؟ گفتم چرا. گفت آرامش داری؟ گفتم زیاد. این آرامش برایم عجیب بود. اینکه بخواهم خودم را بسپارم به دست مردی عجیب بود. چقدر آدم در روابط مختلف، روندهای مختلفی را طی میکند. چقدر همه چیز برایم متفاوت شده است. چقدر از پوست خودم بیرون آمدهام. چقدر میتوانم بدون اینکه شرمگین بشوم از تمایلاتم حرف بزنم، چقدر میتواند رها باشم و لذتجویی کنم. چقدر با این لذتجوییام در صلحام.
چیز دیگری که برایم تازگی دارد، حرفهایی است که میم دربارۀ ظاهرم میزند. چند شب پیش عکسی از نیمۀ صورتم فرستادم و گفت«دارم دیوونه میشم از قشنگیت». باورم نمیشد. گفتم بهش. چیزهای دیگری هم در ادامه تعریف کردنهایش گفت. بعد گفت حق داری. میفهمم که باورش برایت سخت باشد. در رابطهای که قبلا بودی نمیدانسته که باید بگوید، نمیتوانسته که بگوید. او داشت همینطور از من تعریف میکرد و من همینطور کرور کرور اشک ریختم. او دلداریام میداد و من داشتم در خودم کنکاش میکردم که چرا باورم نمیشود. ازش پرسیدم چون الان تحریک شدهای از من تعریف میکنی؟ گفت چون زیبایی تحریک میشوم. باز برایم عجیب بود. باز باورش برایم سخت بود. مگر میشود کسی این چنین از من بگوید؟ چه بر سر من آمده؟ شبش یادم آمد که شاید خیلی موقعیتی که داریم به حرفهایش ربطی نداشته باشد. یاد آن شبی افتادم که سالها پیش وقتی از شهر من میخواست برگردد تهران، برایم شعری فرستاد در توصیف زیبایی چشمهایم. یادم که آمد کمی حرفهایش برایم پذیرش بیشتری داشت.
ااخ.از پست 201م
تان عزیزم.



الهی که هر آنچه خیر و خوشیِ-هر چه آرزوی خوبه برای شما و
آقای میم باشه...
مرسی باران جان
عجیبه از این جهت که یه کادو رسیده دستش
و دنبال فرستنده ش نبوده !
به نظرم بی تفاوتیش جالب نبود
به پیکی که براش آورده بوده گفته بپرسه این رو کی براش فرستاده.
کلا همینطوره!
عکس العمل میم راجع به هدیه تولد یکم عجیب بود
خوشحالم که رهایی و لذت میبری
خوش حالم که اعتماد به نفس داری و خواسته هات و میگی
امیدوارم لذتت مستدام باشه
آرمین لطفا خفه
چطور نسیم؟ میتونی بیشتر برام بگی؟
ممنونم
رابطه انگار آینه آدمه
خودتو اونجور که تو رابطه ای میبینی، رابطه سالم داشتن تمام ماجرا هم نباشه، عمده ماجراست...
درسته
چقدر این آقایی که کامنت گذاشته نماد مرد ایرانیه!
زن حق نداره لذت ببره. زن نباید با چند نفر سکس کنه حتی بعد طلاقش. زن حق نداره درباره فانتزی جنسیش حرف بزنه....
من خیلی برای شما خوشحالم ولی. من هم تو یک رابطه ۹ سالهم که ۷ سالش ازدواجی بوده و غیر از چند ماه اول دوران دوستی که هورمون میزنه بالا و خیلی برات فرقی نداره کی روبروته، دیگه هیچ وقت اون شور و برانگیختگی رو حس نکردم. شوهرم حتی دست هم بهم نمیزنه و میگه خستم. حس میکنم خیلیییی زشت و بدهیکلم و خب کیه که ندونه ته این فکر شکست کامل یه آدمه....
دقیقا.
ممنونم، امیدوارم تو هم اگه دوست داری بتونی از اون رابطهای که راضیت نمیکنه بیای بیرون.
سلام.... پس از قدیم شمارو زیبا میدونسته و این بخاطر نوع رابطتتون یا گول زدن شما نیست.خیلی لذت بخشه واقعا که احساسش واقعیه.حس خوبتون مستدام
سلام
مرسی عزیزم
بله تمام شرمت ریخته! اینقدر راحت روابط جنسی قبلیت حرف میزنی و از تفاوتشون با سکسی که الان داری. حداقل شعور داشته باش که خباثت خودت رو با عادی سازی این کارها، به دیگران منتقل نکنی. این کرسی شعرها رو توی محیط عمومی نشر نده بدبخت. آخرش دودش توی چشم خودت میره.
پسر جان پستهای قبلی من رو بخون بعد بیا اینجا چرت و پرت بگو. بعدش هم نخون. کی زورت کرده؟
با درود .. متن های زیبا جالب و بعضا رومانتیک دارید .. چند تایی رو خوندم و حس خوبی بهم داد بعضی هم ..وو. گفتم کامنت بگذارم تا حس یک خواننده متن را بدانید .. موفق و تندرست باشید
درود بر تو.
ممنون از اینکه نظرت رو گفتی. کاش اون ..وو رو هم میگفتی منظورت چیه.